ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1243
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
در اين هنگام عرب به خوى ديرين خود بازگشت « يعنى بسرودن شعر » و عمر بن ابى ربيعه يكى از شاعران بزرگ قريش در اين عهد در شعر پايگاه و طبقهء بلندى داشت و غالبا شعر خويش را بر ابن عباس عرضه ميكرد و او بشنيدن آنها گوش فرا ميداد و بر وى آفرين ميگفت . پس از چندى دوران سلطنت و دولت ارجمند فرا رسيد و عرب از راه شعر بدستگاه دولت تقرب ميجست و خلفا و بزرگان دولت را مدح ميكرد و خلفا به نسبت زيبائى اشعار و مكانتى كه شاعران در ميان قوم خود داشتند جوايز و صلات بزرگى به آنان مىبخشيدند و بسيار شيفته بودند كه شاعران اشعار خود را به آنان ارمغان دارند تا از اين راه بر يادگارهاى گذشته و تاريخ و لغت و زيبائى و شرف زبان آگاه شوند و قوم عرب فرزندان خويش را بحفظ كردن اشعار وادار ميكرد . و اين وضع در روزگار امويان و صدر دولت عباسيان همچنان پايدار بود چنان كه اگر به آنچه صاحب « عقد الفريد » دربارهء شبنشينى « افسانه گوئى » رشيد با اصمعى در ( باب شعر و شعرا ) آورده است بنگريم ، خواهيم ديد رشيد تا چه پايه از شعر آگاه بوده و در آن تبحر داشته است و هم نشان ميدهد كه رشيد به ممارست در اين فن بسيار عنايت ميورزيده و در باز شناختن سخن زيبا از پست بىاندازه بصير بوده و محفوظات بسيارى داشته است . آنگاه پس از آنان مردمى پديد آمدند كه زبان عرب زبان مادرى آنان نبود از اين رو كه عجمه « غير عرب » بودند و از آغاز بدان آشنايى نداشتند ، بلكه اين زبان را از راه تعليم فرا گرفته بودند و سپس اشعارى در مدح امراى عجم ( غير عرب ) كه زبان عربى زبان ملى آنان نبود سرودند و تنها خواستار احسان و صله بودند و هيچ هدفى جز اين نداشتند مانند : حبيب « ابو تمام » [ 1 ] و بحترى و متنبى و ابن هانى و
--> [ 1 - ) ] ابو تمام حبيب بن اوس بن حارث آمدى از معروفترين سخن سرايان بشمار ميرود و كتاب معروف حماسهء او دليل حسن انتخاب و غزارت فضل و اسلوب بىهمتاى وى مىباشد . وى باختلاف روايات